شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جنت از رضوان، که من زان روضه خرم نیستمسیر چشمم در پی میراث آدم نیستم
۲
خوردنم غیر از ندامت نیست بر خوان عملچند گیرم در دهان انگشت، خاتم نیستم
۳
هرگز از فوت مرادی ناله از من سر نزدمرده را از بیغمی در فکر ماتم نیستم
۴
همچو غم در خلوت هر دل مرا ره داده انداین سبکروحی از آندارم که بیغم نیستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth