شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۴۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه سزاوار حرم نه لایق بتخانه‌امدر خراب‌آباد دنیا جغد بی‌ویرانه‌ام
۲
فرقم از سرکوب محنت یک نفس خالی نبودگر ز کار افتاد دستم ریخت بر سر خانه‌ام
۳
بس که هرگز پر ندیدم جام عیش خویش راباورم ناید که پر خواهد شدن پیمانه‌ام
۴
من نباشم رونق عشق و محبت می‌رودتیشه فرهادم و بال و پر پروانه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth