خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۴۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طالع وارون بر آن برگشتهمژگان بستهایمگرچه بیقدریم خود را بر عزیزان بستهایم
۲
موری از تاب کمر ما را تواند صید کردچشم همت گرچه از ملک سلیمان بستهایم
۳
دیده گر سیراب شد، دل تشنه یک قطره ماندخانه ویران کرده تا آیین دکان بستهایم
۴
دانه دام تعلق مزرع گیتی نداشتما به امید چه یارب دل به دوران بستهایم
صفحهٔ ۱ از ۳