شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چند همچو سوفار خندان بخون نشستندلتنگ و روگشاده خود را بکار بستن
۲
گر از نسق فتاده است احوال ما چه نقصانعقد گهر ز قیمت کی افتد از گسستن
۳
بیماری غم او آن ناتوانی آردکز ضعف کس نیارد پرهیز را شکستن
۴
از سیل گریه آخر دل را کدورت افزودآورد روسیاهی آخر بآب شستن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth