شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قربان آن بناگوش وان برق گوشوارهبا هم چه خوش نمایند آن صبح و این ستاره
۲
مائیم و کهنه دلقی دلگیرِ از دو عالمسر چون جرس کشیده در جَیب پاره‌پاره
۳
چون کار رفت از دست گیرد سپهر دستتدریا غریقِ مرده افکنده بر کناره
۴
روز از برم چو رفتی شب آمدی بخوابماین‌ است اگر کسی را عمری بوَد دوباره
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth