شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نبرد از دل غمی نظاره گل‌های بستانیز لاله داغ دل افزود و از سنبل پریشانی
۲
شکفته رویم ار بینی، نپنداری که خوشحالمکه در زیر غبار غم نهان شد چین پیشانی
۳
به خاک افشاند بخت بد چو برک گل پر و بالمدرین گلشن چنین کردیم آخر بال‌افشانی
۴
شراب درد و غم از ساغر تبخاله می‌ریزدمبادا از پی حرف مداوا لب بجنبانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth