خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوران ز عاریتها دندان ز ما گرفتهنوبت رسد بنانم چون آسیا گرفته
۲
داریم در فراقت اشک بهانه جوئیبدخوی تر ز طفل از شیر وا گرفته
۳
صد برق ناامیدی کرده کمین ز هر سونخل امیدواری هر جا که پا گرفته
۴
بر سفره زمانه کش غیر استخوان نیستهر کس دمی نشسته طبع هما گرفته
صفحهٔ ۱ از ۳