شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رواج جهل مرکب رسیده است بجائیکه کرده هر مگسی خویشرا خیال همائی
۲
ز طور مرتبه موسوی فرود نیایدبدست کور گر افتد درین زمانه عصائی
۳
ز رغم مائده عیسوی بخویش ببالداگر چه کاسه خالی بود بدست گدائی
۴
زند ز نغمه داود طعنه صوت صدایشزمانه بر گلوی هر خری که بست درائی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth