خلوتی با کلیم
غزل شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ز خانهٔ تن فکر سفر نداریپروانهای ندانم، بهر چه پر نداری
۲
از کج گلخن تن عزم وطن نکردیای اخگر فسرده، شوق شرر نداری
۳
تنها روی چو مردان، ناید ز تو که چون موجگر کاروان نباشد یک گام برنداری
۴
هفتاد ساله طفلی، چون تو دگر ندیدمجز خاکبازی تن کار دگر نداری
صفحهٔ ۱ از ۲