شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردینمی بینی رهی ترسم که گم گردی چو وا گردی
۲
تو بر تن کی توانی چار تکبیر فنا گفتنکه هر جا چار راهی بنگری خواهی گدا گردی
۳
بتن نقش حصیر فقر وقتی دلنشین گرددکه از محنت شکسته استخوان چون بوریا گردی
۴
ز پا افتادگان را در جوانی دستگیری کنبه پیری گر نمی خواهی که محتاج عصا گردی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth