شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

غزل شمارهٔ ۵۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست بیفایده این بیخودی و مدهوشیعقل را پخته کنم از سفر بیهوشی
۲
هیچ دل نیست که با عشق نباشد گستاخکو حبابی که بدریا نکند سر گوشی
۳
اخگر از عاقبت کار جهان باخبرستتن خاکستریش بین پس از اطلس پوشی
۴
سرش از دوش بمقراض فنا بردارندشمع اگر با تو کند آرزوی همدوشی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth