شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

شمارهٔ ۲ - تعریف انگشتری

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بدستم آمده انگشتری که گردیدهز درد رشکش عیش دهان خوبان تنگ
۲
ز بس که انگشت از ذوق آن به خود بالیدبرون نیاید از دست من به صد نیرنگ
۳
به دست کار حنا می‌کند ز رنگ نگینببین ز پرتو یاقوت پنجه گلرنگ
۴
به دست هرکه چراغی ازین نگین دادنددگر به راه طلب پا نمی‌زند بر سنگ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth