خلوتی با کلیم
شمارهٔ ۳ - شکوه از مفارقت دوستی
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شد که بیسببی پا کشیدی از همه جالوند مشرب و آنگاه خویشتن داری
۲
زر شراب به دستت فتاده است مگرکه رفته رفته ز مستی عزیز دیداری
۳
ز دستگیری اهل هنر عجب دارمز روزگار نمیآید اینقدر یاری
۴
مگر که در گرو باده کردهای دستارکنون ز برهنگی سر برون نمیآری
صفحهٔ ۱ از ۲