شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

شمارهٔ ۷ - در مدح یکی از اکابر زمان در تقاضای کمان

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سپهر منزلتا، صاحبا، فلک ز شهاببرای دشمن تو تیر در کمان دارد
۲
زبان بریده چو سوفار باد، آنکه زباننه از برای ثنای تو در دهان دارد
۳
طناب گردن بادا همیشه همچو کمانز آستان تو هر کس که سرگران دارد
۴
عجب نباشد اگر پر بر آرد از شادیکمان چو تیر که با دست تو قران دارد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth