شعر را زندگی کن
خلوتی با کلیم

شمارهٔ ۸ - از بزرگی طلب ادای قروض خود را کرده است

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خداوندی که باشد نسبت انعام توراست با حرص و طمع چون نسبت دست و دهان
۲
دست جودت از جهان، رسم قناعت برفکندمی کند اکنون هما پهلو تهی از استخوان
۳
نقطه شک بر سر دریا نهد ابر از حباببحر دستت را اگر روزی ببیند درفشان
۴
همتت می خواست یک را از عدد بیرون کندگشت آخر وحدت واجب شفاعتخواه آن
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth