خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ماه برون آمده از مشرق بطحاتابان ز رخت شعشعه نور تجلی
۲
خورشید جهانی ز تو روشن همه عالمانوار الهی ز جبین تو هویدا
۳
از پرتو روی تو مه و مهر منوروان نورسیه از خم زلفین تو پیدا
۴
ایجاد جهان را چو غرض نور تو بودستدارند بمهرت همه ذرات تولا
صفحهٔ ۱ از ۲