شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون جلوه روی تو برونست ز احصاهر لحظه بحسنی کنم آن روی تماشا
۲
تا باد صبا پرده ز روی تو برافکندشد مهر جمال تو ز هر ذره هویدا
۳
هر بی بصری روی تو دیدن نتواندادراک جمال تو کند دیده بینا
۴
در جنت اگر وعده دیدار نباشدکس فرق ز جنت نکند دوزخ مأوا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth