شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا حسن تو بنمود رخ از جمله اشیاحیران جهان شد دل شوریده شیدا
۲
در آینه روی تو بنمود دو عالمهم بود ز مرآت جهان حسن تو پیدا
۳
چون کرد تجلی رخ زیبای تو دیدیممجلای جمال تو همه صورت و معنا
۴
تا دیده جان دید بهم زلف و رخت رابا ظلمت و نورست دلم را سرو سودا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth