شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه از درد و غم عشق تو دل افگارنیستجان او را در مقام وصل جانان بار نیست
۲
دل که از هر ذره خورشید جمال او ندیدعارف سریقین و سالک اطوار نیست
۳
عاشقان را کی غم دنیا بود یا فکر دینمست جام عشق را با دین و دنیا کار نیست
۴
از شراب وصل شاهد کی شود جان تو شاددر خراباتت اگر پیر مغان غمخوار نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth