شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفتبا روی تو از حور و زغلمان نتوان گفت
۲
از عاشق دیوانه مجوئید سلامتبا بیخبران از سر و سامان نتوان گفت
۳
با زاهد بی ذوق مگو سر اناالحقاسرار سلاطین چو بعامان نتوان گفت
۴
خورشید صفت ز آینه جمله ذراتچون گشت عیان روی تو، پنهان نتوان گفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth