خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آفتاب روی تو عالم پر از ضیاستهر ذره را ز مهر جمال تو صد صفاست
۲
یکدم نقاب زلف ز رخسار برفکنبا عاشقان نما که جهان از چه رو فناست
۳
از جلوه های عشق پرآوازه شد جهانآفاق سربسر زدم عشق پر صداست
۴
زاهد اگر مخالف عشقی زکج رویستگر راست میروی ره عشاق با نواست
صفحهٔ ۱ از ۳