خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرادم وصل یار نازنین استدلم را وایه از جانان همین است
۲
سلاسل را چو زلف یار گفتندبود در گردن ما گر چنین است
۳
بقصد جان ما آن چشم خونریزچو ترک مست دایم در کمین است
۴
براه عشق رو بی قید مذهبکه رأی عاشقان مطلق بدین است
صفحهٔ ۱ از ۲