خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز نبود حسن ترا مبداء و غایتنه عشق مرا هست نهایت نه بدایت
۲
بی هادی عشقت بخدا سالک عاشقهرگز نتواند که رود راه هدایت
۳
زاهد که همه در پی حوری و بهشت استدیدار تو میجست اگر داشت درایت
۴
عاشق نبرد جان بسلامت ز ره عشقاز جانب معشوق اگر نیست حمایت
صفحهٔ ۱ از ۲