خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستیم تا ابد شده از بیخودی ز دستزان باده که داد بما ساقی الست
۲
من مست عشقم از بر ما خیز زاهدابد نام می شوی که بما میکنی نشست
۳
هرگز خمار فرقت جانان ندید جاناز باده وصال چو بودم همیشه مست
۴
من فاش گویمت دو جهان غیر یار نیستسر چنین بلند نخواهیم گفت پست
صفحهٔ ۱ از ۲