شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خورشید رخت از همه ذرات چو پیداستبروحدت تو جمله جهان شاهد و گویاست
۲
بی بهره ز دیدارتوشد دیده اعمیبینا بجمال رخ تو دیده بیناست
۳
بر بحر قدم نقش حبابست مراتبظاهر همه موجست و حقیقت همه دریاست
۴
ذرات جهان ظاهر و باطن بحقیقتاز نور تجلی جمال تو هویداست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth