خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خورشید رخت از همه ذرات عیانستباآنکه عیانست پس پرده نهانست
۲
رویت زچه رو روی بهر روی نهان کردگوئی که مگر مصلحت کار در آنست
۳
هر لحظه بما روی بنوعی بنمایداین جلوه همه از پی صاحب نظرانست
۴
از آینه روی بتان حسن تو دیدیمحیرانی ما در رخ خوبان همه زانست
صفحهٔ ۱ از ۲