شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ازپرتو جمال تو عالم منورستوزسنبلت مشام دل و جان معطرست
۲
این جرم خور که جمله جهان روشن ازویستیک ذره ز پرتو آن روی انورست
۳
سلطان حسن روی ترا ملک هر دو کونبی لشگر و سپاه عجایب مسخرست
۴
غایت نداشت جلوه رویت از آن سببهر دم بجلوه دگر و حسن دیگرست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth