خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی چو مهت کاینه جان و جهانستحسنش ز همه ذره چو خورشید عیانست
۲
عالم شده از نور رخت ظاهر و پیدادر پرده هر ذره جمال تو نهانست
۳
در ظاهر و باطن بیقین از همه روییعارف همه او بیند و جاهل بگمانست
۴
در مذهب من نام و نشان جمله ترا بودغیری که نباشد ز کجا نام و نشانست
صفحهٔ ۱ از ۲