شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رند و قلاشیم و مست و می پرستاز شراب عشق تو رفته ز دست
۲
معتکف در کعبه و مسجد بدمدر خراباتم کنون افتاده مست
۳
تا بمعشوقی کنی اظهار نازاز نیاز عاشقان عالم پرست
۴
جمله عالم غرق بحر وحدتنداز زمین و آسمان بالا و پست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth