خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نهان خورشید ذات تو در ابر کایناتگشت ذرات جهان پیدا ز انوار صفات
۲
مهر ذاتت بی جهات و کیف و کم باشد ولیز انبساط نور او شد روشن اطراف و جهات
۳
ممکن از جود وجود واجب آمد در وجودفیض عامش گشت شامل بر جمیع ممکنات
۴
چون جهان، حسن رخت را هست مظهر از چه رونیست یکسان، کفر و ایمان، کعبه و لات و منات
صفحهٔ ۱ از ۲