شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مقبل کسی که شادی وصل تو دیده استخرم دلی که از غم هجران رهیده است
۲
شادست آنکه دولت غم های عشق توبرجان و دل بملک دو عالم خریده است
۳
آرد بدست دامن معشوق بیگمانهر عاشقی که محنت عشقش کشیده است
۴
هرکو ز خود برست نه بیند غم فراقدر مسند وصال تو خوش آرمیده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth