شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز خورشید جمالت گشته روشن کایناتوی ز مهر ماه رویت چرخ و انجم بی ثبات
۲
سبعه سیاره سرگردان ز شوق روی توبرامید بوی وصلت آرمیده ثابتات
۳
ابر فیضت گر نمی بارید برملک عدمکی دمیدی سبزه و گل در زمین ممکنات
۴
آفتاب ذات تابان شد ز ذرات جهاناین کسی داند که بیند ذات را عین صفات
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth