شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاد راه عاشقان سوز و نیاز و زاریستکار عالم جز غم عشقت همه بیکاریست
۲
خواب بر چشمم حرام آمد ز شوق روی توز اشتیاقت کار عاشق روز و شب بیداریست
۳
هرچه برجان من آید از تو مهرست و وفاگر جفایی میرود بر دل ز تو دلداریست
۴
از غم عشق تو شادیهاست در جان و دلمکز غم عشق تو عاشق را بسی غمخواریست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth