خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بیخبر از حالت رندان خراباتزین می نچشیدی که شدی سوی مناجات
۲
گر نوش کنی جرعه زین جام مصفاآنگاه شوی صوفی صافی ز کدورات
۳
تا چند خوری غصه باغ و رز وانگورمی نوش که تاباز رهی زین همه آفات
۴
زین باده اگر مست شوی هر دو جهان رامحکوم تو سازند زهی لطف و عنایات
صفحهٔ ۱ از ۳