شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شداین خود چه باده بود که ذرات مست شد
۲
این روچه روی بود که یک جلوه چونکه کردعالم که نیست بود از آن جلوه هست شد
۳
هشیار کی شود بجهان تا ابد دگرجانی که مست باده جام الست شد
۴
چون حسن تو بدید ز بت عابد صنماز جان و دل ببوی تو او بت پرست شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth