شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از قید غم جهان شد آزادهر کو دل و جان بعشق او داد
۲
برجان خراب عشق بازانتا چند کند جفا و بیداد
۳
شد نوبت وصل و هجر بگذشتوارستم ازین غم و شدم شاد
۴
کی بهره بود ز عاشقانتزاهد که کند ز عشق واداد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth