خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق بکوی عشق چو خود را فدی کندمعشوقش از خودی خود او را خودی کند
۲
هر لحظه هست و نیست شود نفس کایناتفیض خدا چو هرنفس آمد شدی کند
۳
روشن شود ز پرتو رخسار او جهانحسن رخش چو جلوه گری ابتدی کند
۴
غافل مشو ز یار و تعالوا شنو خطابهر سوت چو(ن) منادی غیب این ندی کند
صفحهٔ ۱ از ۲