شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا نقاب از مهر رویش دور شدجمله ذرات غرق نور شد
۲
حسن او در پرده ذرات کونهم هویدا گشت و هم مستور شد
۳
کعبه و مسجد ز رویش نور یافتوز لب او میکده معمور شد
۴
بود چشمش فتنه عالم ولیغمزه او زاد فی الطنبور شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth