شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو مهر جمال تو در جلوه بودز هر ذره نوعی دگر رو نمود
۲
ز نور تجلی جهان محو شدصبا چون ز روی تو پرده گشود
۳
ز خورشید تابان برافکن نقابنما رو بعاشق برغم حسود
۴
عدم گشت پیدا بنقش حبابچو موجی برآورد بحر وجود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth