شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش وقت عاشقان که بمعشوق همبرنددر کوی عشق محرم اسرار دلبرند
۲
دایم ببزم وصل که اغیار ره نیافتبا یار خود بعیش و طرب جام می خورند
۳
مرغان عشق چون پرو بالی بهم زننددریک نفس بشوق ز نه چرخ بگذرند
۴
اهل گمان که منکر عشاق می شوندآنها بذوق عشق یقین ره نمی برند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth