شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۱۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دلبر طناز نگوئی که کجا شداز پیش من بیدل دیوانه چرا شد
۲
چون مونس و غمخوار دل خسته ما بوداز بهر چه از خسته خود یار جداشد
۳
جان و دل غم دیده دمی شاد نبودستتا از برمادلبر بی مهر و وفا شد
۴
عشاق وفادار ندیدند دل خوشتا یار ستمکاره پی جور و جفا شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth