خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان روز که روی تو مرا در نظر آمدخورشید جهان در نظرم مختصر آمد
۲
مشتاق لقا را چه خبر از بد و نیکستچون مست می شوق ز خود بیخبر آمد
۳
جان و دل سرگشته ما را بره وصلهم عشق تو از راه کرم راهبر آمد
۴
دوران وصال آمد و جان خرم و شادستکایام غم فرقت جانان بسرآمد
صفحهٔ ۱ از ۲