شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هنوز هست جهان را به نیست مأوابودکه جانم از می عشق تو مست و شیدا بود
۲
ببزم وصل چو ساقی شراب عشقم دادکمینه جرعه جانم هزار دریا بود
۳
چو دیده باز گشادم جمال رخسارتچو آفتاب ز ذرات کون پیدا بود
۴
دمی که حسن تو پیدا نبود از عالمجهان در آینه روی تو هویدا بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth