خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هوای عشق بازم دل پرواز کردبار دیگر عاشقی جانم ز سر آغاز کرد
۲
بر در او بس که بنشستم درآخر آن صنمرحم کرد و آن در بسته برویم باز کرد
۳
چون درون رفتم بخلوتخانه بزم شهودوه چه دلداری که با من دلبر طناز کرد
۴
چون ز نقش غیرخالی دید او لوح دلمدر سرای انس با خود جان ما دمساز کرد
صفحهٔ ۱ از ۲