شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنها که جهان آینه روی تو داننداز دفتر عالم رقم حسن تو خوانند
۲
آنان که نظر برخط و خال تو ندارنداز بی بصرانند و عجب بیخبرانند
۳
عشاق تو با آنکه اسیران بلاینداز دولت عشق تو سلاطین جهانند
۴
گر عاشق و معشوق ز هم بازشناسیبینی که یقین شاه و گدا هم نفسانند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth