شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان دم که باده خم وحدت بجام شدمستی و عیش در همه آفاق عام شد
۲
نام و نشان عالم و آدم نبد پدیداز جلوه جمال تو عالم بنام شد
۳
تا باده لب تو بکام جهان رسیدزان می جهان چو چشم تو مست مدام شد
۴
از عشوه های حسن تو عالم نظام یافتکار جهان ز پرتو رویت بکام شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth