شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنان که درد عشق تو برجان گزیده اندداغی بدل ز آتش شوقت کشیده اند
۲
یک ذره درد عشق بعالم نمی دهندچون لذت شراب محبت چشیده اند
۳
سودائیان عشق چه دانند زیان و سودنقد غمت بمایه شادی خریده اند
۴
نارند حسن ماه رخان هیچ در نظرآنها که پرتوی ز جمال تو دیده اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth