شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جهان رانور رویت روشنی دادز قید ظلمت او را کرد آزاد
۲
به نور روی تو بیناست چشممچنین بودست و تا بادا چنین باد
۳
بجستم داد دل از وصل جانانهزاران داد جان از داد دل داد
۴
غم عشق است درمان دل منمبادا جان عاشق بی غمت شاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth