شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیری لاهیجی

شمارهٔ ۲۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر شیخ شهر بود و گر پیر می فروشهریک ز جام عشق تو دیدیم باده نوش
۲
ذرات کون مست شراب محبتنداز شوق روی تست دو عالم پر از خروش
۳
هرکو چشید از می لعل تو جرعهدارد چو جام باده ز مستی مدام جوش
۴
می خوار و رندباش ولی خودنما مباشمی نوش در طریقت ما به ز خودفروش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth