خلوتی با اسیری لاهیجی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلدار برگرفت نقاب از جمال خویشبا عاشقان نمود رخ بی مثال خویش
۲
چون حسن خود بدید در آئینه شد چنینآشفته کرشمه و غنج و دلال خویش
۳
ای آفتاب حسن چو ما ذره توایمیارب مساز کم ز سرما ظلال خویش
۴
از نور مهر روی تو عالم منور استاظهار کرده به دو عالم کمال خویش
صفحهٔ ۱ از ۲